X
تبلیغات
رایتل

روزنوشت های یک پزشک طرحی

اینقدر دلم ارامش و زندگی بی دغدغه می خواد که حد نداره .خیلی کارا دوس دارم انجام بدم خیلی جاها دوس دارم برم ولی وقتشو ندارم.دوماه دیگه26 ساله میشم راستش ترسناکه برام یادمه پارسال نوشتم 25 سالگی زیاده و میترسم از اینهمه بزرگ شدن.تو این یک سال چیز مثبتی نداشتم مثل همیشه بیمارستان و خوابگاه.حتی اون یه ذره از قلبم که فکر میکردم باقی مونده و امیدوار بودم به زنده بودنش به تپشش هم از دست دادم و الان یه ادم بی احساس به تمام معنام!

اره من هیچ وقت نخواستم بد باشه این زندگی برخلاف تلخی اینجا تو دنیای واقعی میخندم وتلاش میکنم انگار امید دارم به تغییر ولی راستش دارم خسته میشم انگاری .من نمیخوام ناامید باشم ولی خسته شدم از امید بیخودی...

برم که عصر جمعه بهتر از این نمیشه.

نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
سلام:)

امیدوارم بهترین ها برات اتفاق بیفته
جمعه 30 مهر 1395 ساعت 06:22
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی گلم