X
تبلیغات
زولا

روزنوشت های یک پزشک طرحی

امروز صبح رسیدم خونه ...فکر نمیکردن دل کندن از اون شهر برام سخت باشه ولی اشکایی که سرخورد رو گونه هام وقتی از شهر خارج شدم نشونه ی این بود 7سال گذشت 7سال خاطره کم نیست.

نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
سلام عزیزم
تبریک خانوم دکتر
ایشالا موفقیت های دیگه اتونم در آینده ای نزدیک بیان و برامون بگید
اون 7 سال بخشی از زندگیته
و این که آدما هر چقدر بزرگتر میشن دیگه مثل دوران کودکیشون نیستن
به این فکر کن چقدر قوی و توانمند شدی
چقدر تلاشگر شدی
و چقدر با سواد
این که می تونی جون آدما رو نجات بدی و حتی برای این که مشکلاتشون حل بشه داد بزنی و ازحق مریض هات دفاع کنی کم چیزی نیست
من در تو یه خانم دکتر قوی و با اقتدار و دلسوز میبینم
همیشه موفق و شاد باشی
برات بهترین ها رو آرزو می کنم
پنج‌شنبه 12 اسفند 1395 ساعت 13:26
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزم