X
تبلیغات
رایتل

روزنوشت های یک پزشک طرحی

خب امشب مهمونی فارغ التحصیلیم بود و فامیل دعوت بودن خونمون الان ...دریک کلام لهم از خستگی...

دلم گرفته کسی منو دوس داره که میترسم بخاطر من از ایندش بگذره اینده ای که خارج از این مرز در انتظارشه...

اقای معروف و شلوغ ازت ناراحتم. چه برات مهم باشه چه نباشه.هرچند که نیست.

رادیولوژیست خر است..ازه خیلی خری...

اخی دکتر میم هی به قیافه معمولی من میگه خوشگل و ناز...

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.