X
تبلیغات
رایتل

روزنوشت های یک پزشک طرحی

حال داداش خوبه و یه روز بعد برگشتن من به اینجا مرخص شد خدایا شکرررررتتتت...

حس میکنم همه ماها یه جایی گیر کردیم بین همه احساساتمون.انگار یه میدون جنگه و همه ما سربازای خسته از جنگ که یاس و امید رو توام تجربه میکنن ...که ترس از اینده همه وجودمونو فرا گرفته که شکست و پیروزی ها برامون زودگذر شده که لذتی تو هیچ چیز برامون نیست.چه بلایی سر نسل ما اومده که اینقدر خنده هامون غمناکه ...

نظرات (3)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
خدارو شکر عزیزم
یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 ساعت 15:26
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خداروشکر عزیزم❤❤
جمعه 15 اردیبهشت 1396 ساعت 15:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
سلام
خداروشکر
پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1396 ساعت 23:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام