روزنوشت های یک پزشک طرحی

دکتر رو یادتونه کسی که خیلی از پستای وبلاگمو به خودش اختصاص داده بود کسی که یک سال ونیم اینترنی من با یاد اون گذشت!و همه ارزوم این بود کشیکام با شیفتای اون یکی بشه که میرم اورژانس اونو ببینم خب فک نکنم لازم باشه بگم با دور شدن از اون محیط اون ادم از ذهنم رفت در واقع بهتره بگم از دلم رفت و حالا که یک سال گذشته از فارغ التحصیلیم دیدم تو اینستا نوشته بود که 9اسفند تولدش بوده وخب من بهش تبریک گفتم و دیدم که من ذره ای حس به اون ادم ندارم حتی ذره ای. اونم به ادمی که یه زمانی فک میکردم دوسش دارم عاشقش نه ولی دوسش داشتم یعنی بعد گیلبرت دوس داشتن ادما برای من اینجوری شده که تا دور میشم فراموش میشن...نمیدونم ادم بعدی که حس کنم دوسش دارم کیه ولی امیدوارم یه حس دونفره و پایدار باشه!

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.