X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

روزنوشت های یک پزشک طرحی

کچله خیلی بدجور قهره تاجایی که پیامی که چند روز پیش براش فرستادمو حتی نخوند تو تلگرام...خب راستش درسته الان وضعیت خوبی نداره نزدیک امتحان تخصصه و از طرفی حال بد برادرش که معلوم نیست وضعیتش با اون تصادف لعنتی ولی من ناراحت شدم و رفتم پیاممو دیلیت کردم.امروز زنگ زدم به فاطمه که بابا بسه مرخصی پاشو بیا یهو وسط تعریف کردن من از ماجرای دو تا پزشک قبلی اینجا گفت کچله عاشقت بوده و عکس العمل من فقط خنده بود گفتم بیخیال هروقت من عاشق شدم اونم میشه اون میخواست منو داشته باشه که منم گند زدم و اون بیخیال شد همین.اوم ولی دلم توجهشو میخواد البته که میدونم من نمیتونم دربرابرش رفتار ادمیزادی داشته باشم و اون باز فراری میشه....

نظرات (1)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
سلام
دلم برای کچله میسوزه
شنبه 19 اسفند 1396 ساعت 21:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ..چرا؟